تبليغاتX
سلطان مشکی(رضا صادقی)
دیگه دیگه
 
سلام دوستان من

و سلام به همه کسانی که منو تنها نذاشتن و باعث شدن که دوباره برگردم

مخصوصا تنها شادی زندگیم

من دوباره اومدم با یه پوستر از سلطان مشکی ولی اینبار به این سادگیا از میدون

بدر نمیشم

منتظر  جدیدترین  خبرها باشید و جدید ترین مصاحبه ها از

سلطان مشکی رضا صادقی

یا حق

سلطان مشکی

|+| نوشته شده توسط مانی مشکی در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385  |
 بازگشت
بزودی خواهم آمد

                     واسه دل مشکی پوشم

|+| نوشته شده توسط مانی مشکی در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385  |
 به دلیل کم لطفی شما

تا اطلاع ثانوی

 

مشکی رو می ذارم کنار

 

فقط تو قاب دل من

 

مشکی می مونه یادگار

 

بذاز بگن کم می آرم

 

من دیگه حرفی ندارم

 

تا دل تو سینه می زنه

 

 صادقی رو دوسش دارم

 

همیشه توی قلب من

 

مشکی یه آیین می مونه

 

این دل صاف و صادقم 

 

از عشق مشکی می خونه

 

 رنگ قشنگ  مشکی  رو

 

رنگ صداقت بدونید

 

من دیگه رفتم ؛ یا علی

 

همیشه مشکی بمونید!!!

|+| نوشته شده توسط مانی مشکی در پنجشنبه هشتم تیر 1385  |
 
سلطان
|+| نوشته شده توسط مانی مشکی در دوشنبه پنجم تیر 1385  |
 تقدیم به ...
 

داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت
تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من
شکستم بي صدا چرا ؟
داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من
ديدم تورو خزونم جون گرفت
اين قلب سرد و ساکتم دوباره
با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت

چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو
زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره
حصرتم بي اندازه شد
يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه
از خيال سرد من برو
يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو
تو وجود خسته ام بروchera?

چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو
زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره
حصرتم بي اندازه شد
يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه
از خيال سرد من برو
يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو
تو وجود خسته ام برو

داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت
تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من
شکستم بي صدا چرا ؟
داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من
ديدم تورو خزونم جون گرفت
اين قلب سرد و ساکتم دوباره
با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت

 

                   .:  تقدیم  به تنها شادی زندگیم:.

|+| نوشته شده توسط مانی مشکی در یکشنبه چهارم تیر 1385  |
 
 
بالا